تبليغاتX
آسـمـون کـویـر
 

آب زنيد   راه    هين    که     نگار      می   رسد        مژده   دهيد   باغ   را   بوی  بهار  می رسد        

راه دهيد يار   را   ،  آن   مه  ده  چهار   را                  کز   رخ  نور   بخش  او  نور   نثار   می رسد

چاک شده ست آسمان،غلغله ای ست در جهان        عنبر و مشک می دمد ،سنجق يار می رسد

رونق باغ می رسد، چشم  و   چراخ    می رسد         غم  به  کناره  می رود ، مه به کنارمی رسد

تير روانه  می رود   ،   سوی    نشانه    می رود          ما چه نشسته ايم پس؟شه زشکار  می رسد

باغ   سلام   می   کند   سرو   قيام    می کند            سبزه  پياده می رود ، غنچه  سوار می رسد

خلوتيان آسمان  تا  چه   شراب   می   خورند !            روح خراب و مست شد، عقل خمار می رسد

چون برسی به کوی ما،خامشی است خوی ما             زان که زگفت و گوی ما، گرد و غبار می رسد

                                                                                                                      "مولوی"

   شبهایی زمستانی را بخاطرم آوردی  که در کنار پدر " بخش ۵ " را  با اجرایی دوست داشتنی              تماشا می کردیم.

 

    

  امروز هفتم بهمنه .

  •     سیزده سال و هفت روزه از آسمونی شدنش می گذره و سه روز هم مونده به 

    تولدش .

     

    نور چشم  ! چه آرام پر کشیدی تو ...  ساده و سهمگین ...  و چه سنگین و سخت ...  زیبا بود و بس  پر شکوه

     مبارکت باشد.

 

 

 

اشتراک و ارسال مطلب به:

+ پست شده در جمعه هفتم بهمن 1390 توسط زهرا |

 

گاهي به سرم مي زند ؛  انگار بايد ازين سادگي گذشت.

 

اشتراک و ارسال مطلب به:

+ پست شده در یکشنبه یازدهم دی 1390 توسط زهرا |

 

چرا بعضیا انقد بی جنبه اند خب .کم خودمون مشکل داریم مزاحم تلفنی هم پیدا کردیم.

به یکی هم که می گی میگه: حتما یه کاری کردی دیگه  ، چرا من مزاحم ندارم .

خودمون هم شدیم تقصیر کار !  

اشتراک و ارسال مطلب به:

+ پست شده در جمعه نهم دی 1390 توسط زهرا |


سه عنصر در حركت حضرت ابى‏عبداللَّه (عليه‏السّلام) وجود دارد: عنصر منطق و عقل، عنصر حماسه و عزت، و عنصر عاطفه
 
                
 
عنصر سوم، عاطفه است؛ يعنى هم در خود حادثه و هم در ادامه و استمرار حادثه، عاطفه يك نقش تعيين‏كننده‏اى ايجاد كرده است، كه باعث شد مرزى بين جريان عاشورايى و جريان شيعى با جريان‏هاى ديگر پيدا شود. حادثه‏ى عاشورا، خشك و صرفاً استدلالى نيست، بلكه در آن عاطفه با عشق و محبت و ترحم و گريه همراه است. قدرت عاطفه، قدرت عظيمى است؛ لذا ما را امر مى‏كنند به گريستن، گرياندن و حادثه را تشريح كردن. زينب كبرى (سلام‏اللَّه‏عليها) در كوفه و شام منطقى حرف مى‏زند، اما مرثيه مى‏خواند؛ امام سجاد بر روى منبر شام، با آن عزت و صلابت بر فرق حكومت اموى مى‏كوبد، اما مرثيه مى‏خواند. اين مرثيه‏خوانى تا امروز ادامه دارد و بايد تا ابد ادامه داشته باشد، تا عواطف متوجه بشود. در فضاى عاطفى و در فضاى عشق و محبت است كه مى‏توان خيلى از حقايق را فهميد، كه در خارج از اين فضاها نمى‏توان فهميد. اين سه عنصر، سه عنصر اصلىِ تشكيل‏دهنده‏ى حركت عاشورايى حسين‏بن‏على (ارواحنافداه) است كه يك كتاب حرف است و گوشه‏اى از مسائل عاشوراى حسينى است؛ اما همين يك گوشه براى ما درس‏هاى فراوانى دارد.
 

اشتراک و ارسال مطلب به:

+ پست شده در دوشنبه هفتم آذر 1390 توسط زهرا |

 

پله برقی ها هم چادر از سرما می کشند .

اشتراک و ارسال مطلب به:

+ پست شده در دوشنبه سی ام آبان 1390 توسط زهرا

 

خودم رو به خواب زدم تا دیگه نتونی بیدارم کنی...

اشتراک و ارسال مطلب به:

+ پست شده در سه شنبه بیست و چهارم آبان 1390 توسط زهرا

از وببگردی  افتادم و آپ کردن هم دیگه نمی چسبه .اون موقع ها دانشجو بودیم  وقت و فکرم آزاد بود ، البته واسه من که اهل درس خوندن نبودم . از وقتی شاغل شدم از خیلی چیزها افتادم ؛ از خیلی چیزهای خوب . راستش پشیمونم از کار کردن .نه این اون کاریه که من دنبالش بودم نه این محیط اون محیطی بود که من فکرش رو می کردم . این حس که تو این محیط کاری چیزی گیر آدم نمیاد و فقط تو این محیط آدم ...می ره  انقد فکرم رو انقد مشغول کرد که چند بار خواستم دیگه دست از کار بکشم اما درآمد  نذاشت . دنبال این بودم برای رهایی از مشغله کاری کلاسهای مختلف ثبت نام کنم تا اینکه ماه پیش از مریم شنیدم  حوزه دانشجویی ثبت نامش شروع شده منم که چند سالی بود  دغدغه های  رفتن به اینجور کلاسها رو  داشتم  و با بهانه های مختلف نرفتم فرصت رو غنیمت شمردم و با سر رفتم ح.و.ز.ه د.ا.ن.ش.ج.وی.ی ع.ل.و.م اس.ل.ا.م.ی ا.م.ی.ر.ک.ب.ی.ر ثبت نام کنم . 

اشتراک و ارسال مطلب به:

+ پست شده در شنبه هفتم آبان 1390 توسط زهرا